هواداران رئال مادرید ، از تماشای فوتبالی مثال زدنی که می تواند الگویی برای فوتبال تاریخ مصرف گذشته و ملالت باربرخی تیمها باشد ، لذت بردند و بیش از ازهمیشه به مادریدیسمو بودنشان افتخار کردند . مقابل مایورکا ، کریستیانو ، برایش لذت بردن هواداران مهمتر از هر چیزی بود و می دانست که نیازی به زدن گل برای کفش طلا ندارد ، چرا که او نشان طلایش را از دست هواداران با تشویق شدن هایش گرفته است . او می دانست که نشان طلایی ، لایق کسی است که نیوکمپ را آرام کرده است ، نه کسی که با پنالتی های بی مورد و ثبت شدن گل دیگر بازیکنان به نامش ، به نشانهای پوشالی می رسد . پس ستاره پرتغالی ، تیم را در اولویتش قرار داد . چندین و چند بار با پاسهای تماشاییش در محوطه جریمه ، نشان داد که بیهوده نیست که برنابئو این قدر شیفته اش است چرا که او تغییر کرده و خود را وقف هواداران رئال مادرید کرده است . رئال مادرید ، بازی با مایورکا را طوفانی آغاز کرد . تیم کاپاروس چاره ای به جز فرو رفتن در لاک تدافعی نداشت اما پرواز کریستیانو به محوطه شش قدم و ضربه سرش روی ارسال مارسلو ، بالاخرا این سد را شکست تا رئال مادرید به گل اولش برسد . دقایقی بعد ، این کریستیانو بود که با فداکاری ، پاس خوبی را به هیگوائین داد اما فداکار تر از او ، ال پیپیتایی بود کهبر خلاف همه حرفهایی که علیهش زده می شوند و گفته می شود که خودخواه است ، لقمه آماده را در دهان بنزما گذاشت تا بازیکن فرانسوی آسان ترین کار ممکن را انجام دهد و به گل برسدرئال مادرید ، بی محابا حمله می کرد و این باعث شده بود که مایورکا بتواند کمیجلو بکشد . رئال مادرید پس از گل دوم ، کمی عطشش فروکش کرد و می خواست نفسی چاق کند تا آماده نیمه دومی تماشایی تر شود . مایورکا نیز از این فرصت استفاده کرده و بارها از فضاهای خالی پشت سر آربلوا و مارسلو استفاده کرد تا به دروازه رئال مادرید بزند هر چند که تا پایان نیمه دوم توفیقی نداشتند . شاید تنها غایب نیمه اول ، گرانرو بود کهمشخص نشد که در شبی که جمع همه " زیبا کننده " ها جمع است و هیگوائین و بنزما در کنار هم قرار گرفتند تا دی ماریایی که در هفته های اخیر ، سوهان روح شده بود در ترکیب نباشد ، ال پیراتا می توانست بازی را تماشایی تر کند تا جای خدیرایی را بگیرد که هر چه کند ، باز همان بازیکن متوسطی بود که هست . مایورکا در آغاز نیمه اول ، سعی کرد از غفلت رئالی ها استفاده کند و چندین حمله راهم زمینه سازی کرد اما روی ارسال بنزما ، باز هم هیگوائین فداکاری کرد و توپ را برای اوزیل کاشت تا ستاره آلمانیبا یک چیپ تماشایی ، دروازه آئواته را بگشاید و نشان دهد که تا او هست ، نیازی به بازیکنانی نیست که جز اسم و سابقه شان ،چیزی برای گفتن ندارند و تنها یک شبح هستند که سایه شان بر سر تیم ، سنگینی می کند . اما این پایان کار مسعود نبود ، او می خواست فصل رویاییش را بیش از پیش به رخ بکشد . او که در هر دو بازی مقابل بایرن ، از معدود بازیکنان سرحال بود که هم گل زد و هم پاس گل داد و در نیوکمپ نیز یکیاز تماشایی ترین پاس گلهای فصل را داد ،گل چهارم را هم به تماشایی ترین شکل ممکن و روی ارسال مارسلو به ثمر رساند .توپ در گوشه محوطه شش قدم به او رسید تابا ضربه ای دقیق به زاویه مخالف ، زننده گلچهارم بازی باشد . البته پیش از گل چهارم ، روی آشفتگی خط دفاع رئال مادرید که تقریبا به هیچ توپی نه نمی گفت ، چوری کاسترو با شوتی سرکش دروازه ایکر را گشوده بود . به هر صورت ، مورینیو با این بازی ، حجت را بر خیلی ها تمام کرد . به آلبیول بازی داد تا بگوید که او را می پسندد . به هیگوائین هم بازی داد و حتی در زمان خروجش از زمین ، او را در آغوش گرفت تا نشان دهد که او را هم در برنامه هایش دارد . اما بازیکنانی نظیر کاکا ، جایی درتیمش نداشتند تا مشخص شود که مربی ، دیگر از برخی ها خسته شده و نمی تواند حضورشان را در تیمش ، تحمل کند . رئال مادرید ثابت کرد که برای قهرمان شدن ، نیازی به لابی بازی ، کمک گرفتن از داوری و ... نیست . بلکه با صداقت و صراحت نیز می توان به آن چه که لایقش هستیم ، دستیابیم .